تبليغاتX
عشق معلمی
عشق تو
نوشته شده توسط در ساعت 2:40

عشق تو

من ز باده ی عشقت مانده ام مست هنوز

زلالی چشم و نگاهت خاطرم هست هنوز

خسته و درمانده گشتم آه از دست دلم

با این حال نمی کشد ز عشقت دست هنوز

موضوع : شعر
كاريكلماتور
نوشته شده توسط در ساعت 21:48

براي آنكه به بيراهه نروم، پشت سر حقيقت راه مي روم.

با اينكه فارسي بلديم، اما اغلب اوقات حرف همديگر را نمي فهميم.

اگر فكرتان سرجايش نيست، حتماً دارد جايي كار مي كند.

بعضيها براي به جايي رسيدن همه چيز را زير پا مي گذارند.

وقتي نمكدان را مي بينم، دلم شور مي زند.

سعي كنيد مچش را بگيريد، اما مشتش را باز نكنيد.

همه ما يك بار زندگي مي كنيم، اما هزار بار مي ميريم.

درست است كه با شكم گرسنه فكري نمي توان كرد، اما شكم سير هم كه فكري ندارد.

قبل از اينكه «پا» يتان بلغزد، «دست» نگه داريد.

امروزه به هركي «بال» و پر بدي «دم» در مياره.

روزنامه قدس۱/۹/۸۶

موضوع : كاريكلماتور - طنز
حكايت فروتنی فریاپت
نوشته شده توسط در ساعت 13:11

حكايت فروتنی فریاپت

اردوان (سومین پادشاه اشکانی و فرزند تیرداد یکم) پادشاه ایران از بستر بیماری برخاسته بود با تنی چند از نزدیکان، کاخ فرمانروایی را ترک گفته و در میان مردم قدم می زد. به درمانگاه شهر که رسیدند اردوان گفت: به دیدار پزشک خویش برویم و از او بخاطر آن همه زحمتی که کشیده قدردانی کنیم.

چون وارد درمانگاه شد، کودکی را دید که پایش زخمی شده و پزشک پایش را معالجه می نماید. مادر کودک که هنوز پادشاه را نشناخته بود، با ناله به پزشک می گفت: خدا پای فرزند پادشاه را این چنین نماید تا دیگر این بلا را بر سر مردم نیاورد.

پادشاه رو به زن کرده و گفت: مگر فرزند شاه این بلا را بر سر کودکت آورده؟

مادر گفت: آری کودکم در میانه کوچه بود که فرزند پادشاه فریاپت با اسب خویش چنین بلای را بر سر کودکم آورد.

پادشاه گفت: مگر فرزند شاه را می شناسی؟

زن گفت: خیر ، همسایگان او را به من معرفی نمودند.

پادشاه دستور داد فریاپت را بیاورند.

پزشک به زن اشاره نمود که این کسی که اینجاست همان پادشاه ایران است.

زن فکر می کرد به خاطر حرفی که زده او را به جرم گستاخی با تیغ شمشیر به دو نیم می کنند.

پسر شاه ایران را آوردند و پدر به او گفت: چرا این گونه کردی؟

فرزند گفت: متوجه نشدم و کودک را اصلا ندیدم.

پدر گفت: از این زن و کودکش عذرخواهی کن.

فرزند پادشاه روی به مادر کودک نموده عذر خواست، پادشاه ایران کیسه ای زر به مادر داده و گفت: فرزندم را ببخش چون در مرام پادشاهان ایران، زور گویی و اذیت خلق خویش نیست.

زن با دیدن این هم فروتنی پادشاه و فریاپت به گریه افتاده و می گفت: مرا به خاطر گستاخی ببخشید.

پادشاه ایران اردوان در حالی که از درمانگاه بیرون می آمد می گفت: فرزند من باید نمونه نیک رفتاری باشد.

http://dastanak88.blogfa.com/post-1449.aspx

موضوع : داستان
آیا میدانید؟
نوشته شده توسط در ساعت 1:32

آیا میدانید؟

آیا میدانید کوتاه ترین جنگ در سال ۱۸۹۶ بین زانزیبار و انگلستان که ۳۸ دقیقه طول کشید؟

آیا میدانید ۷۰% نفت استخراجی خاورمیانه از کانال سوئز می گذرد؟

آیا میدانید قدمت سيلك كاشان در ايران به ۱۰ هزار سال پيش باز ميگردد و کهنترين قدمت را در جهان دارد؟

آیا میدانید بناي برج دوقولوي تجارت جهاني نيويورک توسط ۲ ايراني بنا شد؟

آیا میدانید مشاور وزير بازرگاني امريکا يک ايراني است؟

آیا میدانید نام قدیم یونان، هلاس برگرفته از هليوس خداي خورشيد بوده است؟

آیا میدانید فقط قورباغه های نر قور قور می کنند؟

آیا میدانید نام قدیمی اندونزی، هندهلند بوده است؟

آیا میدانید کشور ایران هفدهمین کشور وسیع دنیاست؟

آیا میدانید مرد در قیاس با زن مى‌تواند حروف ريزترى را بخوانند؟ ولی شنوايى زن بهتر از مرد است؟

موضوع : عمومي و متفرقه
بهترين دوران زندگي
نوشته شده توسط در ساعت 13:45

خنده

http://3tir.blogfa.com

موضوع : عکس
 
 

قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب